الشيخ محمد الصادقي الطهراني

43

نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى)

اصلاح است ، كه از صدر آيه روشن است : « شوهرانشان در رجوع كردن به ايشان پس از اين طلاق در صورت تصميم اصلاح - از ديگران - برترندو اين‌هم اشاره‌اى است به‌اين جريان كه طلاق كلًا در زمينه‌ى فساد تحمل‌ناپذيرى در تداوم زناشويى است و بس . و آيه‌ى « الرّجال قوّامون علىالنّسأ » ( سوره‌ى نساء ، آيه‌ى 24 ) نيز تنها مردان را پاسدار زندگى زنان قرار داده كه هم از جهت اداره‌ى مادى زندگى و هم از نظر نگهبانى عفّت ، بايستى آنها را پاسدارى كنند ، و نه آن‌كه « قوّامون » به‌معنى مردسالارى و رياست و برترى مطلق مردان بر زنان باشد ، زيرا واژه‌ى قَوّام بر وزن فَعّال ، برگرفته از قِوام و قيام و قيمت ، به‌معنى بسيار استقامت‌دهنده و پايداركننده و ارزش‌بخش به‌زندگى است ، و چون توانايى زنان در حفاظت از كيان خود در مواقع خطر كمتر از مردان مىباشد ، مردان براين مهم به‌عنوان پاسداران نيرومند ذكر شده‌اند نه آن‌كه زنان را مورد ستم و دستورهاى نابخردانه قرار دهند ، البته اگر مردان در زمينه‌ى حفظ عفاف زنانى نكاتى شرعى را لازم دانستند ، بر زنان نيز رعايت اين نكات ضرورى است كه « والصالحات قائنات حافظات للغيب بماحفظاللَّه . . . » ( زنان صالح قانت و خاضع ( در برابر خدا ) مىباشند ، و ( نيز ) نگهبان ( خودشان و مصالح شوهرانشان ) در پنهانى هستند بدان‌گونه كه خدا نگهبانى كرده است كه اين‌هم قواميت زنان نسبت به‌مردان است در حد امكان و توانشان ) . « و من عَمِلَ صالحاً من ذَكَرٍ أو انثى و هو مؤمنُ فأولئك يدخلون‌الجنة » ( سوره‌ى غافر ، آيه‌ى 40 ) و هركه كار شايسته‌اى انجام دهد از